یکتا فرشته کوچولوی مامان

برای تو مینویسم..برای تویی که تمام احساسم از وجود نازنین تو سرچشمه میگیرد.یکتای عزیزم همیشه خواستار بهترین ها برایت هستم

 

نوشته شده در شنبه ۱۳٩٤/۱۱/۱٠ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ توسط مامی یکتا نظرات ()
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳٩۳/٤/۳ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ توسط مامی یکتا نظرات ()
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٢/۱۱/۱٧ساعت ٩:٥۳ ‎ق.ظ توسط مامی یکتا نظرات ()
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳٩٢/۱٠/٢ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ توسط مامی یکتا نظرات ()
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

   

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٢/٩/٢٤ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ توسط مامی یکتا نظرات ()
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

تولدمون مبارک

تولد 2 سالگی یکتا

2 سالگی مادر بودن من

                           

2 سال پیش در چنین روز و ساعتی خدا یکی از فرشته هاشو به زمین فرستاد و ما اسمشو یکتا گذاشتیم

                            یکتــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

ی : یــکی از شبهای زیبای خدا

ک : کــه ستاره ها همه منتظر معجزه بودن توی خواب

ت : تــو شدی ماه میون آسمون

ا :   اولین معجزه زندگی قشنگمون

          

       

.................................................

یکتای عزیزم همیشه خواستار بهترین ها برایت هستم.

28 آبان نوزدهمین دندونت هم جوونه زد

    

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٢/٩/٧ساعت ۸:۳٠ ‎ق.ظ توسط مامی یکتا نظرات ()
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

شیعیان در سر هوای نینوا دارد حسین             خون دل با کاروان کربلا دارد حسین

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳٩٢/۸/٢۳ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ توسط مامی یکتا نظرات ()
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

 

بقیه عکسها در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٢/۸/۱٠ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط مامی یکتا نظرات ()
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

این کیک از اول اینجوری نبودا نیشخند

 

نوشته شده در جمعه ۱۳٩٢/٧/۱٩ساعت ۱٠:٤٤ ‎ب.ظ توسط مامی یکتا نظرات ()
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

یکی از دوستام بعد از یه مدت طولانی پیامک زده و حال یکتا رو میپرسه.....تو جواب واسش نوشتم یکتا میتونه راه بره ..کمی فکر کردم (خب این که کار جدیدی نیست).....دوباره نوشتم یکتا حرف میزنه..بازم کمی فکر کردم (خب این کار رو هم خیلی وقته انجام میده و چیز جدیدی نیست)....بعد به یکتا خیره میشم.....چه زود دیر میشه....توی ذهنم تکرار میکنم:

روزی بدون تو سفر خواهد رفت..بدون تو روی پاهایش می ایستد .....بدون تو زندگی خواهد کرد.....

دخترم چه زود داره بزرگ میشه...

بغض کردم

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٢/٧/۱٤ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ توسط مامی یکتا نظرات ()
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات

نوشته شده در یکشنبه ۱۳٩٢/٦/۱٧ساعت ٧:٤٦ ‎ق.ظ توسط مامی یکتا نظرات ()
نمايش باکس نظرات
بستن باکس نظرات